آیا تا به حال برای شما پیش آمده است که در یک جلسه باشید و ببینید که بقیه در حال صحبت در مورد یک تکنولوژی یا مفهوم هستند در این لحظه با خود می گویید که «این ها در مورد چه چیزی صحبت می کنند؟ اگر از من سوال کنند یا نظر من را بخواهند من چه کنم؟ نکند بفهمند که من چیزی بلد نیستم و فقط ادعادارم»

یا شاید هم یک باگ را بعد از چند ساعت درست کرده اید ولی وقتی اما به جای حس خوشحالی در این فکر هستید که به صورت اتفاقی درست شد و نمی دانید که اگر این اتفاق دوباره رخ بدهد چه کاری باید بکنید.

اگر این حس ها برای شما هم آشنا است شما احتمالاً با «سندروم ایمپاستر (Imposter syndrome)» درگیر هستید. به این سندروم خودویرانگری متقلب هم گفته می‌شود. فردی که به این سندروم دچار است حس می‌کند که لیاقت موفقیت هایش را ندارد و هر لحظه ممکن است که دست او رو شود و آبرویش برود. در این مقاله قرار است که بگوییم که چرا برنامه نویس ها در این حد درگیر این سندروم هستند و چطور می‌توانیم حال خود را بهتر کنیم.

سندروم ایمپاستر چیست؟ و چرا به سراغ برنامه نویس ها می آید؟

دقت داشته باشید که سندروم ایمپاستر با عدم اعتماد به نفس و یا فروتن بودن کاملاً فرق دارد پس فکر نکنید که برای نداشتن اعتماد به نفس خودتان یک اسم باکلاس پیدا کرده اید.

سندروم ایمپاستر (Imposter syndrome) یعنی با وجود شواهد کافی از موفقیت و شایستگی، خود فرد عمیقاً احساس می‌کند که یک متقلب است و همه این موفقیت‌ها شانسی بوده و لیاقت وی این نیست. به عبارت ساده‌تر شما موفق هستید ولی احساس شما این را قبول ندارد.

چرا افراد فعال در حوزه برنامه نویسی و تکنولوژی بیشتر دچار این سندروم می شوند؟

شاید برای شما هم عجیب باشد که در یکی از تخصصی ترین شغل‌های دنیا این سندروم تا این حد زیاد است ولی در ادامه دلایلی آورده‌ایم که چرا این سندروم در جامعه برنامه نویسان زیاد است.

۱. سرعت وحشتناک تغییر تکنولوژی ها

ما هر روزه با یک تکنولوژی جدید یا یک فریمورک جدید یا آپدیت جدید مواجه می شویم. به صورتی که یادگیری همه آن‌ها به صورت کامل عملاً غیر ممکن شده است. همین ناتوانی در یادگیری عمیق باعث شعله‌ور شدن آتش سندروم ایمپاستر خواهد شد.

۲. فرهنگ عقل کل

برخی از ما اسطوره هایی مانند برنامه نویس 10x یا (10x developer) ساخته‌ایم که از نظرمان برنامه نویسانی هستند که ۱۰ برابر سریع‌تر از ما برنامه نویسی می‌کنند و یک دهم ما به خطا برخورد می‌کنند و به شکلی یک عقل کل در حوزه کاری ما هستند. بعد شروع می‌کنیم که خود را با همین عقل کل ها مقایسه کنیم و نتیجه مقایسه هم که مشخص است و شروع می‌کنیم به خود تخریبی و این سندروم.

۳. ماهیت کار برنامه نویسی تمرکز روی اشتباه یا باگ است

پیدا کردن باگ و اشتباه بخش بزرگی از کار برنامه نویس ها است. خیلی از ما برنامه نویس ها ساعت ها به دنبال یک خطا یا اشتباه کوچک می گردیم. ذهن ما طوری آموزش دیده است که روی نقص‌ها تمرکز کند. حال اگر از همین ذهن بخواهیم خودش را ارزیابی کند معلوم است که فقط به دنبال نقص‌ها و کمبود هایش است.

از کجا بدانیم که به این سندروم دچار شده‌ایم یا نه؟

این سندروم هم علایمی دارد که می‌توانید آن‌ها را بررسی کنید که اگر این علایم را داشتید یعنی شما هم با این سندروم درگیر هستید. از جمله این علایم عبارتند از:

  1. موفقیت هایتان را شانسی می‌دانید و به شانس ربط می دهید. مثلاً من در مصاحبه موفق شدم چون سؤالات راحت بودند نه اینکه من بلد بودم.
  2. از ارزیابی متنفر هستید. از جلسات code review فراری هستید زیرا که هر نظری در مورد کد شما داده می‌شود را به معنی بلد نبودن تلقی می کنید.
  3. در کارتان اهمال کاری می‌کنید. به‌قدری از خوب نبودن و مطلوب نبودن نتیجه ترس دارید که کار را شروع نمی‌کنید و آن را عقب می اندازید. حال زمانی که مهلت شما به پایان نزدیک می‌شود شروع می‌کنید و با عجله کار می‌کنید تا ثابت کنید که شما خوب هستید.
  4. دستاورد های خودتان را کوچک می شمارید مثلاً کاری نداشت که این تابع ساده را هر کسی می‌توانست پیاده‌سازی کند.
  5. از کسی سؤال نمی پرسید زیرا می‌ترسید که فکر کنند سؤال شما احمقانه است و همه جواب آن را می دانند.

راهکار های عملی برای مبارزه با سندروم ایمپاستر

حال که با علایم این سندروم آشنا شدیم به سراغ درمان و رفع آن برویم. دقت داشته باشید که باید به این راهکارها عمل کنید.

1. واقعیت را از احساس جدا کنید

مهم‌ترین قدم همین قدم اول است. دفعه بعدی که ذهن شما به شما گفت که «چیزی بلد نیستی» بدانید که این فقط یک احساس است و واقعیت چیز دیگری است. واقعیت آن کاری است که انجام شده و کدی که نوشته شده است و به خوبی کار می‌کند یا پروژه ای است که تحویل داده شده است.

2. برای خودتان یک پوشه موفقیت (win folder) بسازید

شاید از نظر شما مضحک باشد ولی همین الان یک پوشه در کامپیوتر خود به عنوان پوشه موفقیت بسازید و هر پیام تشکر مشتری یا رضایتمندی مشتری را در داخل آن بریزید و یا پیام‌های مثبت مدیر پروژه یا هر چیزی که در مورد موفق شدن شما در وظیفه شما است را داخل آن قرار دهید. روزهایی که حس متقلب بودن دارید این پوشه را باز کنید و موارد موجود در این پوشه را که شواهد واقعی موفقیت شما هستند را مرور کنید تا آن احساس دروغین برطرف شود.

۳.با بقیه صحبت کنید.

اگر فکر می‌کنید که فقط شما این احساسات را دارید بدانید که شما تنها نیستید. برای مثال در یک جلسه از تیم با یکی از هم تیمی ها صحبت کنید. مثلاً بگویید که من بخش‌هایی از این پروژه را متوجه نمی‌شوم و احتمالاً او نیز نظر شما را تأیید خواهد کرد و یا خواهد گفت که من هم این بخش را متوجه نشدم. دقت کنید که این سندروم در سکوت و انزوا رشد می‌کند و وقتی در باره اش صحبت می‌کنید قدرتش کم می‌شود.

۴. دست از مقایسه بردارید.

گیت هاب و لینکتین افراد مانند ویترین مغازه آن‌ها است. اما شما پشت صحنه کثیف و شلوغ خود را با ویترین تمیز و شیک بقیه مقایسه می کنید. کدی که شما در گیت هاب بقیه می‌بینید چندین بار ریفکتور شده است و پست های لینکتین نتیجه تلاش‌های زیاد است. خودتان را با آن‌ها مقایسه نکنید. خودتان را با دیروز خودتان مقایسه کنید نه با امروز بقیه.

5. دانش خود را به اشتراک بگذارید

بهترین راه برای اینکه بدانید چقدر یک مطلب را بلد هستید این است که سعی کنید آن را به دیگری یاد بدهید. اشتراک دانش به شما اجازه می‌دهد که هم به دیگران کمک کنید و هم مواردی را که می‌دانید مرور کنید و اگر جایی ضعفی دارید آن را برطرف کنید. همچنین یکی از بهترین راه‌های یادگیری یاد دادن است. پس مطالبی را که بلد هستید در منتشر کنید. در توسینسو هم می‌توانید مطالب مرتبط را منتشر کنید و دیده شوید.

6. اگر چیزی را نمی‌دانید یاد بگیرید که بگویید که« نمی‌دانم ولی یاد میگیرم»

هیچ‌کس دراین دنیا همه چیز را نمی‌داند. تظاهر به دانستن همه چیز فقط برای شما اضطراب لو رفتن را بیشتر می کند. به جای ادعای دروغین «بلدم بلدم» و یا گفتن «بلد نیستم (با حس شکست)» با اعتماد به نفس بگویید که تا حالا کار نکرده‌ام ولی بررسی می‌کنم و یاد می گیرم. دقت داشته باشید که این نشانه ضعف نیست و نشانه حرفه‌ای بودن و جرأت شما است.

7.کمال گرایی را کنار بگذارید

هیچ وقت هیچ چیز کامل نیست. به جای اینکه ۲ هفته زمان صرف کنید تا یک کدی را که به آن کسی اهمیت نمی‌دهد ریفکتور کنید اول سعی کنید که تسک را کامل کنید و هر چقدر وقت داشتید شروع به ریفکتور کنید. دقت داشته باشید که تسک انجام شده بهتر از کد کامل است.

نقش مدیران و تیم در تشدید یا درمان سندروم ایمپاستر

اگر شما مدیر یک مجموعه هستید دقت داشته باشید که شما نقش بزرگی در تشدید یا درمان این سندروم هستید. زیرا گاهی وقت‌ها این سندروم یک مشکل فردی نیست و نتیجه فرهنگ تیمی غلط است. برای اینکه از شدت این سندروم در تیم خود کم کنید می‌توانید از راهکار های زیر استفاده کنید.

ایمنی روانی بسازید

وضعیت باید طوری باشد که اعضای تیم بتوانند بگویند این بخش را نمی‌دانم بدون اینکه مسخره شوند یا غیر حرفه‌ای به نظر برسند. گاهی اوقات هم باید از اشتباهشان چشم‌پوشی شود.

ارزیابی کنید نه مچ گیری

ارزیابی هایی که در تیم انجام می‌شود مثل code review و یا سایر ارزیابی ها به منظور مچ گیری و تخریب نباشد بلکه باید نتیجه سازنده و مثبتی در پیش داشته باشد. پس به جای تخریب در نظر داد و روش نوشتن کد سعی کنید روش‌هایی پیشنهاد بدهید که کد را بهتر بنویسند و مسائلی از این قبیل.

جمع‌بندی

برای افرادی که باهوش و جاه طلب باشند این سندروم همیشه همراه آن‌ها است. بیشتر کسانی که به این سندروم مبتلا هستند به خودشان سخت می‌گیرند که کارشان را خوب و درست انجام بدهند. همیشه یادتان باشد که شما متقلب نیستید بلکه در حال کار کردن در یکی از پیچیده‌ترین صنایع دنیا یعنی تولید نرم‌افزار هستید. همچنین شما در حال یادگیری و رشد هستید پس به مسیر خود ادامه دهید.