گاهی وقت‌ها باز کردن شبکه‌های اجتماعی مثل توییتر(X) ردیت یا لینکتین برای برنامه نویس ها سخت است. زیرا هر روز در مورد یک فریمورک جدید یا یک ابزار دواپس (devops) یا یک معماری ترند جدید صحبت می‌شود و برنامه نویس فکر می‌کند که از قافله عقب‌مانده است. خیلی‌ها احساس می‌کنند تا شروع به یادگیری یک تکنولوژی می‌کنند قدیمی شده است. این حس اضطراب دائمی FOMO(ترس از دست دادن) نام دارد و به این شکل است که با خودتان می‌گویید که نکند من دارم از عقب می‌افتم و کنار زده می شوم. اما بدانید که شما تنها نیستید وقتی در یک صنعتی هستید که به سرعت نور حرکت می‌کند داشتن این حس اضطراب تا حدودی طبیعی به نظر می‌رسد ولی بدانید که اگر استراتژی نداشته باشید این حس شما را فرسوده یا دیوانه خواهد کرد.

در این مقاله قرار نیست که به شما دوره آموزشی یا وبلاگ معرفی کنیم، بلکه می‌خواهم یک سیستم عملی و فکری به شما معرفی کنم تا بدانید در این وضعیت چطور خود را آپدیت نگه دارید و سلامت روان خود را هم حفظ کنید.

چرا آپدیت بودن تا این حد سخت است؟

اول باید بدانیم که چرا حس FOMO را داریم. مشکل کمبود منابع آموزشی نیست بلکه مشکل وجود بیش از حد اطلاعات است. خیلی از برنامه نویسان درگیر یک سندروم به نام سندروم شی براق هستند (shiny object syndrome). یعنی تا یک ابزار جدید به بازار ارائه می‌شود همه کار خود را رها کرده و به سراغ آن می روند. این درحالی است که خیلی از ابزارهایی که ترند می‌شوند یا برای حل مشکلی خاص هستند و یا به زودی کنار گذاشته می‌شوند و مثلاً سال بعد اصلاً وجود ندارند.

شما باید این واقعیت را بپذیرید که آپدیت بودن به معنی دانستن همه چیز نیست بلکه به معنی دانستن چیزهای درست در زمان درست است.

استراتژی بقا: مدل T-shaped

بهترین راه برای مدیریت این هرج و مرج ترند ها این است که یک استراتژی مشخص داشته باشید و آن استراتژی برنامه نویس T شکل است. یعنی شما در یک حوزه که تخصص اصلی شما است عمیق شوید و متخصص باشید. شما آپدیت ها و تغییرات این حوزه را دنبال می‌کنید(همان خط کشیده عمودی T). این حوزه ای است که شما از آن پول در می آورید. بقیه موارد جزو خط افقی T هستند و به صورت دانش عمومی از آن‌ها اطلاع دارید. این شامل دانش گسترده ولی کم عمق در مورد ابزارها و مفاهیم اطراف تخصص شما است. مثلاً اگر شما یک برنامه نویس بک اند جاوا هستید زبان جاوا و فریمورک spring boot را باید به صورت عمیق بدانید (خط عمودی T) اما باید دانشی در مورد gitو مفاهیم شبکه و API و کوئری نویسی دیتابیس را هم داشته باشید که بتوانید کار خود را راه بیندازید (خط افقی T).

این مدل به شما کمک می‌کند که تمرکز خود را در حوزه کاری خود حفظ کنید و لازم نیست که در همه حوزه ها متخصص باشید و فقط کافیست بدانید که موارد جدید چه چیزی هستند و چه زمانی کاربرد دارند.

چطور این مدل را اجرا کنیم؟

اجرا کردن این مدل هم باید به شکل درستی انجام شود که مشکل ساز نشود که در ادامه نکات آن را گفته ایم.

۱.یادگیری درست به‌موقع (Just-in-time) در مقابل شاید روزی لازم شود (just-in-case)

اگر شما مطلبی را یاد بگیرید که شاید یک روزی از آن استفاده کنید به زودی آن را فراموش خواهید کرد مخصوصاً در حوزه برنامه نویسی که جزئیات زیادی دارد. به خاطر همین این روش غلط است. مثلاً در شبکه‌های اجتماعی می‌خوانید که زبان go بسیار ترند شده است و شما چند ماه وقت صرف یادگیری آن می‌کنید و شاید پروژه هایی هم با آن انجام داده باشید ولی بعد از آن فراموش خواهید کرد.

اما در عوض روش یادگیری just-in-time به این شکل است که پروژه جدید من نیاز به یک میکروسرویس سریع دارد. به نظر می‌رسد که زبان go گزینه مناسبی برای این کار باشد. پس فقط به‌قدری از آن یاد می‌گیرم که بتوانم کار خود را راه بیاندازم. پس سراغ یادگیری چیزی نروید مگر اینکه به آن نیاز داشته باشید (نه اینکه بعداً شاید لازم شد.)

البته دقت داشته باشید که اگر شما شغلی ندارید و می‌خواهید در حوزه ای استخدام شوید پس شروع به یادگیری عمیق در آن حوزه شوید و بقیه موارد مورد نیاز را هم به شکل T یاد بگیرید. ولی باید حوزه ای را که انتخاب می‌کنید مشخص باشد و شاخه به شاخه نپرید که فقط اتلاف زمان و انرژی است.

دقت کنید که این مهم‌ترین تغییر ذهنیتی است که برای فرار از FOMO انجام دهید.

۲.یک سیستم یادگیری بسازید

یک سیستم ثابت یادگیری نیاز دارید که بتوانید با کمک آن موارد مورد نیاز را یاد بگیرید.

برای این کار دقت کنید که این کار را باید زمان ثابتی را برای یادگیری اختصاص دهید و حتماً آن را انجام دهید نه فقط زمانی که حالش را دارید یا انگیزه دارید زیرا که انگیزه گذرا است و یک روز هست و چند روز نیست. پس سیستمی طراحی کنید که روزی ۳۰ دقیقه حتماً به یادگیری اختصاص دهید و تحت هر شرایطی این ۳۰ دقیقه را یاد بگیرید.

منابع خود را گلچین کنید لازم نیست همه وب لاگ ها و مقالات و ویدیو ها و دوره ها را در مورد مطلبی که در حال یادگیری آن هستید را مطالعه کنید. ۳ تا ۵ منبع عالی پیدا کنید و فقط از آن‌ها استفاده کنید.

بیشتر بسازید و کمتر مصرف کنید : به جای اینکه ۱۰ مقاله در مورد ویژگی جدید بخوانید یک پروژه کوچک با آن ویژگی بسازید. یادگیری فعال(ساختن) هزار برابر موثرتر از یادگیری منفعل (خواندن و دیدن) است.

یک زمانی به برنامه نویسی وردپرس علاقه‌مند شده بودم و برای یادگیری آن یک کتاب کامل در مورد نحوه نوشتن پلاگین ها و قالب‌ها خواندم. در آن کتاب با نحوه کار وردپرس برای لود کردن مطالب و پست ها آشنا شدم. همچنین چند پلاگین هم طی مطالعه کتاب نوشتم ولی چون بعد از آن استفاده‌ای از آن دانش نکردم الان چیزی در مورد برنامه نویسی وردپرس یادم نیست و اگر لازم شود باید دوباره همان کتاب را مرور کنم.

۳.تفاوت سیگنال با نویز را بدانید.

در آپدیت هایی که ارائه می‌شود برخی سیگنال هستند که مهم هستند مثل (یک ویژگی کاربردی در فریمورک) ولی برخی نویز هستند مثلاً فریمورک X نسخه 2.5.1 چند تا باگ که از قبل وجود داشت را حل کرده است. دقت داشته باشید که به نویز ها توجه نکنید و وقتی برای یادگیری آن‌ها نگذارید.

همیشه دنبال تغییرات مفهومی و بنیادی باشید نه تغییرات جزئی. مفاهیم اصلی (مثل مفاهیم شی گرایی و SOLID و …) به ندرت تغییر می کنند. پس اگر آن‌ها را یاد بگیرید و بلد باشید دیگر نیاز به آپدیت کردن ندارید.

چگونه سلامت روان خود را حفظ کنیم.

همیشه یادتان باشد که تکنولوژي قرار است که برای ما کار کند نه اینکه ما برای تکنولوژی کار کنیم پس روانتان را فدای آن نکنید. برای اینکه سلامت روان خود را با این همه آپدیت و ترند حفظ کنید موارد زیر را انجام دهید.

۱.پذیرش Fomo

این مسأله را بپذیرید که شما نمی‌توانید همه چیز را یاد بگیرید و بدانید. این یک کار غیر ممکن است. حتی مدرس ها و اینفلوئنسر های بزرگ هم فقط در حوزه تخصصی خودشان عمیق هستند. وقتی که این مسأله را بپذیرید استرس شما کم می‌شود و راحت‌تر می‌توانید یاد بگیرید.

۲. استراحت کنید

مغز انسان برای اینکه بتواند یادگیری و تمرکز خوبی داشته باشد باید استراحت لازم را داشته باشد. پس به مغز خودتان استراحت بدهید. دقت داشته باشید که وقتی که کار نمی‌کنید واقعاً کار نکنید.

نکته مهم این است که هنگام استراحت به هیچ عنوان وقت خود را در شبکه‌های اجتماعی تلف نکنید. زیرا که این شبکه‌های اجتماعی هم تمرکز شما را به هم میریزند و حواس پرتی برای شما می‌آورند و هم انرژی احساسی شما را مصرف می‌کنند و نمی‌توانید یادگیری را ادامه دهید. به جای آن می‌توانید ورزش کنید و کتاب بخوانید. همیشه به یاد داشته باشید که خواب کافی مهم‌ترین ابزار یادگیری برای شما است.

۳.موفقیت های کوچک را جشن بگیرید.

به جای اینکه روی چیز هایی که بلد نیستید تمرکز کنید به چیز هایی که یاد گرفته‌اید نگاه کنید. نگرش شما باید به این شکل باشد که چون که توانستید مثلاً یک باگ سخت را حل کنید یا یک قابلیت جدید را پیاده‌سازی کردید پس در حال رشد هستید.