اگر فکر کردی میکرو سرویس یعنی فقط کد هات رو توی چند تا پوشه جدا بریزی و هر کدوم رو روی یک پورت بالا بیاری، باید بگم مسیر رو اشتباه اومدی. میکرو سرویس ساختن یعنی مدیریت یک "ارتش کوچک"؛ اگر فرمانده خوبی نباشی، این ارتش به جای جنگیدن با رقبا، خودش رو از درون نابود میکنه. در Flask، چون آزادی عمل زیادی داری، میکرو سرویس زدن هم لذت ‌بخشه‌ و هم خطرناک؛ چون هیچکس جلوی اشتباهاتت رو نمیگیره!

معماری لگویی: هر سرویس، یک قلمرو مستقل

معماری لگویی: هر سرویس، یک قلمرو مستقل

در دنیای Monolith (یکپارچه)، همه چیز مثل یک گره کور به هم پیچیده. اما در میکرو سرویس با Flask، اصل اول اینه: Single Responsibility. یعنی سرویس "ایمیل" نباید بدونه سرویسِ "پرداخت" چطوری کار میکنه.

  • چرا Flask؟ چون سبک (Lightweight) هست. برای یک میکرو سرویس که قراره فقط یک کار (مثلاً تبدیل عکس به PDF) انجام بده، نیاز به سنگینیِ جنگو نداری. Flask مثل یک چاقوی سوئیسی عمل میکنه؛ دقیق و سریع.

چسب ارتباطی: REST یا gRPC؟

چسب ارتباطی: REST یا gRPC؟

سرویس ‌ها باید با هم حرف بزنن. اما چطوری؟

  • روش اول (RESTful API): رایج‌ ترین راه. سرویس A یک درخواست HTTP به سرویس B می‌فرسته. ساده‌ست، اما اگر تعداد سرویس ‌ها زیاد بشه، ممکنه با مشکل تأخیر (Latency) مواجه بشی.

  • روش دوم (gRPC): اگر سرعت برات حیاتیه، gRPC مثل جت عمل میکنه. داده‌ها به صورت باینری منتقل میشن و Flask می‌تونه با کتابخانه‌ های جانبی از پسش بربیاد.

تله‌ی مرگبار: دیتابیس مشترک (Shared Database)

تله‌ی مرگبار: دیتابیس مشترک (Shared Database)

بزرگترین اشتباهی که یک تازه ‌کار ممکنه انجام بده اینه: "همه سرویس ‌ها رو به یک دیتابیس وصل کنم". این یعنی تیر خلاص به مفهوم میکروسرویس! قانون طلایی: هر سرویس باید دیتابیس خودش رو داشته باشه. سرویسِ "کاربران" دیتابیس خودش، و سرویسِ "سفارشات" هم دیتابیس خودش. اگر سرویس A دیتای سرویس B رو می‌خواد، باید ازش "بپرسه" (از طریق API)، نه اینکه خودش مستقیم بره سر یخچالِ اون یکی!

صفِ انتظار: استفاده از Message Broker

صفِ انتظار: استفاده از Message Broker

گاهی اوقات لازم نیست سرویس A منتظر جواب سرویس B بمونه. مثلاً وقتی کاربر ثبت‌نام میکنه، باید ایمیل خوش ‌آمدگویی براش بره. سرویس ثبت ‌نام نباید معطل ارسال ایمیل بشه. اینجاست که RabbitMQ یا Redis وارد میشن. سرویس اول یک پیام توی "صف" میندازه و میره دنبال کارش. سرویس ایمیل هر وقت سرش خلوت شد، پیام رو برمیداره و پردازش میکنه.

دربانِ پروژه: API Gateway

# یک نمونه ساده از ساختار درختی پروژه
/microservices-project
    /auth-service (Flask)
    /order-service (Flask)
    /inventory-service (Flask)
    /api-gateway (Nginx/Kong)
    docker-compose.yml

مدیریت بحران با Docker-Compose

بالا آوردن ۵ تا سرویس Flask به صورت دستی، یعنی دعوت کردن از افسردگی! برای اینکه دیوانه نشی، باید از Docker استفاده کنی. با یک فایل docker-compose.yml می‌تونی کل ارتش سرویس‌هات رو با یک دستور docker-compose up به خط کنی. این یعنی محیط لوکال تو، دقیقاً همون شکلیه که روی سرور قراره اجرا بشه.

تست ارتباطات (Contract Testing)

 در میکروسرویس، تست‌ نویسی حیاتی تره. تو باید مطمئن بشی که اگر خروجی سرویس "تخفیف" تغییر کرد، سرویس "سبد خرید" از کار نمیافته. همیشه برای خروجی APIهای بین ‌سرویسی، تست ‌های سختگیرانه بنویس.

نتیجه‌گیری

میکرو سرویس زدن با Flask یعنی:

  • جدا کردن دیتابیس‌ها (هر کی واسه خودش).

  • ارتباط هوشمند (REST برای کار های فوری، Message Broker برای کار های زمانبر).

  • نظم با Docker (برای جلوگیری از هرج‌ و مرج).

  • دربان مرکزی (API Gateway).

یادت باشه، میکرو سرویس مثل یک پازل متحرکه. اگر قطعات رو درست کنار هم نچینی، به جای یک سیستم منعطف، یک "هیولای توزیع شده" می‌سازی که هیچکس حریف باگ ‌هاش نمیشه!